نمیفهمم واقعا...

یه اتفاقایی داره درونم میفته... که خب ترجیح میدادم ازشون خبر نداشته باشم. ولی وقتی جزء به جزء اتفاقات درونت رو حس میکنی نادیده گرفتنش کمی سخت و طاقت فرساست. ولی خب کاریشم نمیشه کرد، چون فقط میفهمم چیزیه ولی نه منشا اش رو میدونم نه هیچی... البته پیدا کردن منشا خیلی هم سخت نیست بیشتر موضوع اینجاست که نمیدونم چطور باید باهاش کنار بیام.



۱ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
ح. شریفی
۰۳ می ۰۱:۰۰
این مشکل رو دقیقاً الان دارم
یه چیز تو مایه های استرسه که حتی دوست ندارم بحرفم

پاسخ :

سخته ولی میشه درستش کرد :) 
ادم بعضی وقتا این طوری میشه... 
امیدوارم زودتر حالتون خوب بشه. 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
 مائیم که از بادهٔ بی‌جام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
مائیم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم

 دیوان شمس
رباعی شماره ۱۳۱۸
.
خوش اومدین :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان